طبق برنامه ای که «رقیب» احمدینژاد
طراحی کرده بود، قرار بود نامزدهای مختلف با هدف قرار دادن مخاطبان مختلف،
به «سبد رأی» احمدینژاد حمله کنند تا به هر شکل ممکن رقابت های انتخاباتی
به دور دوم کشیده شود.
به گزارش رجانیوز، بر اساس این «برنامه»،
محسن رضايي با تکیه در سالهای دفاع مقدس و بیان شعارهای ارزشی، باید حداقل
يك ميليون رأي از نيروهاي حزب اللهي و بسيجي حامی احمدينژاد را بكاهد.
مهدي كروبي با دادن وعده هاي پوپوليستي و افزایش قیمت خرید غیرمستقیم رأی
از 50 هزار تومان به 70 هزار تومان، آراي احمدينژاد در روستاها را هدف
قرار دهد و موسوي نیز بتواند با ایفای نقشی میانه، نظر طبقات متوسط به
بالا و تا حدودی توده مردم را جلب كرده و در نهايت انتخابات با حضور
میرحسین به دور دوم كشيده شود.
کنترل کروبی
با این حال، رفتارهای غیرقابل پیش بینی
کروبی سبب نگرانی های گسترده حامیان میرحسین شده بود. اگرچه «رقیب» اعتقاد
داشت که می تواند، کروبی را «مدیریت» کند و جای نگرانی نیست. بر همین اساس
بود که غلامحسين كرباسچي، دبیر کارگزاران سازندگی، راهي ستاد كروبي شد و
سمت رياست ستاد وي را در دست گرفت. سپس محمد قوچاني هم به همراه تيم خود
رسانه ای کارگزاران راهي روزنامه اعتماد ملي شد. با آمدن نيروهاي ديگر این
حزب همانند نجفي و مهاجراني، پروژه «کنترل» کروبی آغاز شد.
کروبی مثل همیشه غیرقابل پیش بینی
در ابتدا با مشاوره تکنوکرات هایی چون
دکتر نیلی، کروبی در چارچوب برنامه پیشین اقدام به اعلام وعده هایی
پوپولیستی، همچون تقسیم سهام نفت کرد.
اما حملات بی امان حامیان موسوی که در
نهایت به برهم زدن مراسم سخنرانی کروبی توسط سبزپوشان انجامید، سبب شد تا
کروبی پس از مدتها سخن از «خانه های تیمی» اطرافیان میرحسین و خاتمی
بگوید که برای «کارشکنی» در کار او از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. وی علی
رغم یادداشتهای مکرر که غلامحسین کرباسچی که قرار بود وی را «کنترل» کند،
بی محابا علیه میرحسین، سکوت 20 ساله و تناقضات گسترده رفتاری و گفتاریاش
سخن گفت تا نشان دهد هنوز هم غیرقابل پیش بینی است.
تغییر جهت کروبی
از سوی دیگر، علی رغم پیش بینی های
اولیه، طرحهای کروبی برخلاف دوره پیش مورد توجه طبقات مستضعف قرار نگرفت.
آنها که تکاپوی رئیس جمهور و هیات دولت را در روستاها و شهرستانهای خود
دیده بودند، این بار به وعدهی نسیهی «70 هزار تومان» که به دلیل مخالفت
مجلس قطعاً غیرقابل اجراست، اعتنای چندانی نکردهاند.
کروبی که خود را «مانده از اینجا و رانده
از آنجا» می دید، این بار به جای هدف قرار دادن آرای احمدینژاد در بین
اقشار محروم، با اعلام مواضع رادیکال چون اعتراض به اعدام کودکان! آرای
میرحسین را هدف قرار داد. از قضا سرگنبین صفرا فزود و ستادهای کروبی با
پیوستن امثال گروهک ادوار تحکیم یا طیف غیرقانونی دفتر تحکیم، تغییر جهت
دادند و به جای «پایین شهر»، سر از «بالای شهر» در آوردند!
اگر طبق «برنامه»، «دختران فیروزه ای»
ستاد میرحسین مقابل ماشینها را می گیرند و با ایجاد ترافیکهای کاذب از
رانندگان می خواهند که عکس میرحسین و پرچم سبز بر خودرو خود نصب کنند،
ستاد کروبی نیز همین راه را در پیش گرفته است.
موسوی و تناقضات فراوان
میرحسین که قرار بود نقشی وسط ایفا کند،
در دو راهی سختی گرفتار شده است. از یک سو، مواضع تند و غیرقابل پیش بینی
شیخ اصلاحات او را در موضعی انفعالی قرار داده است. طرفداران کروبی
صراحتاً به فعالین ستادهای میرحسین و «دختران فیروزه ای»، یادآوری می کنند
که آنها در فیلمهای میرحسین هیچ نقشی نداشتند و رئیس ستاد میرحسین رسماً
از آنها برائت جسته است. لذا علی رغم «برنامه» وی مجبور خواهد برای
جلوگیری از حمله کروبی به سبد آرای خود، شفاف تر حرکت کند.
اما از سوی دیگر حرکت شفاف میرحسین نتیجه
ای جز تکمیل ریزش نیروهای ارزشی و توده مردمی حامی وی ندارد. تجربه دور
پیش معین نشان داد، هرگونه مواضع تند و خارج از عرف نظام با رویگردانی
مردم مواجه می شود و میرحسین نیز که تاکنون تعداد زیادی از حامیان مردمی
خود را از دست داده است، نمی خواهد بیش از پیش به با ریزش آرای توده های
مردمی مواجه شود. شاید به همین خاطر است که وی ضمن عدم حضور در مراسم دوم
خرداد حامیان خاتمی، صريحا به اعضاي سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت گفته
است كه در كنار وي حاضر نشوند.
محسن رضایی به دنبال جلب توجه
محسن رضايي در اولين روز ثبت نام به
تقليد از روشنفكران با همسر خود در ستاد تبليغات كشور حاضر شد تا اولین
گام خود را برخلاف مسیر «برنامه» بر دارد. وي با مطرح كردن ايده دولت
ائتلافي كه توسط «رقیب» كليد زده شده بود، سبب شده كه كسي از وي استقبال
نكند.
عدم استقبال نيروهاي اصولگرا به نحوي است
كه در سفرهاي استاني وی و در شهرهایی با جمعیت بیش از 500 هزار نفر، كمتر
از 50 نفر حاضر مي شوند. وي كه با استقبال سرد بسيجيان مواجه شد، به تدريج
جهت گيري خود را معطوف به آراي طبقه بالاشهر نمود. حتي كار به جايي رسيد
كه وي با اعلام صريح اين مطلب كه سياستهاي ميرحسين را به مانند احمدي
نژاد مي داند، اعلام كرد كه در مناظره با ميرحسين صريحاً وي را نقد
خواهد كرد.
اظهارات رضايي در نقد ميرحسين و سخنان
روشنفكرمآبانه وی، حلقه ريزش نيروهاي حزب اللهي وي را تكميل كرد. طبق
نظرسنجي هاي صورت گرفته، در صورتيكه رضايي به همين صورت ادامه دهد بعيد
است بتواند بيش از 100 هزار راي كسب كند يا مجبور مي شود كه دوباره كناره
گيري كند. كه هر دو به منزله شکست سياسي است. اكنون رضايي مجبور است به
منظور «بازارگرمي هاي انتخاباتي» هم که شده، علاوه بر حمله به سیاستهای
احمدینژاد، به طور جدي ميرحسين را نیز نقد کند تا مورد توجه قرار گیرد.
جنگ قدرت و مدیریتی که دیگر وجود ندارد
آنچه مسلم است كشيدن انتخابات به مرحله
دوم، هدف تمامي كانديداهای «رقیب» است و به همین منظور است که بیشتر وقت
کاندیداهای «رقیب» صرف تخریب احمدینژاد و دولت وی می شود.
اما هيچ كانديدایي حاضر نيست كه آبروي
خود را در اين راه هزينه كند و با رأیی پایین از صحنه انتخابات کنار رود.
هر کدام از سه کاندیدا، ترجیح می دهد خود «نفر دوم» باشد تا در صورت دو
مرحله ای شدن انتخابات، بتواند شانس خود را برای رسیدن به «قدرت» امتحان
کند.
«جنگ قدرت» بین کاندیداهای «رقیب» سبب شده است تا روند انتخابات برخلاف تصور پیشین از دست «رقیب» خارج شود.
باید نشست و دید اینگونه «مدیریت» به کجا می انجامد؟